قرآن نگل قصه ای دارد که شنیدن آن خالی از لطف نیست. در چند سده ی پیش در "دوران صفویه" روزی چوپانی از اهالی روستا در صحرا گلی زیبا می بیند چوپان که از گل خوشش آمده نمی تواند از آن بگذرد بنابراین شروع به کندن زمین می کند تا گل را از ریشه در بیاورد. در هنگام کندن متوجه صندوقچه ای می شود که در زیر زمین پنهان است. چون صندوقچه سنگین بوده اهالی روستا را خبر می کند آنان صندوق را بیرون آورده و در درون آن قرآن خطی بزرگی می یابند. اهالی روستا این اتفاق را به فال نیک گرفته و در همان مکان مسجدی بنا می کنند و روستای خویش را که چند کیلومتر دورتر بوده به محل جدید انتقال می دهند و از آن پس به خاطر گلی که آنان را به محل قرآن رهنمون شد نام قرآن و روستا را "نوگل" می گذارند و در طول زمان تلفظ آن به "نگل" تغییر می یابد. بنابه اعتقادات مردم و نقل قول هایی که در میان اهالی وجود دارد این قرآن یکی از چهار قرآنی است که در زمان خلیفه ی سوم به چهار اقلیم دنیا فرستاده شد اما با توجه به شیوه ی نگارش و اعراب گذاری آن احتمالا متعلق به سده ی چهارم یا پنجم هجری است. قرآن نگل در قطع رحلی بزرگ و به رنگ قهوه ای تیره با جلدی چرمی است. کاغذ صفحات آن ضخیم بوده و به دلیل تشابهی که به پوست دارد در میان مردم به "پوست آهو" شهرت دارد. این قرآن نفیس به خط کوفی نوشته و دارای نقطه و اعراب است. از زیباییهای آن مطلا بودن سرسوره ها و شماره های آیات و همچنین مزین بودن به نقوش گیاهی است. طول قرآن 38 عرض آن 21 و قطر آن 13 سانتی متر میباشد. این قرآن بزرگ آنچنان در ذهن قلب و اعتقادات مردم منطقه ریشه دوانده که در حل مشکلات و گرفتاریهای خویش از آن مدد می جویند. شفای بیماران، حاجتهای بزرگ و کوچک و گشودن گره های ریز و درشت زندگی خویش را از محضر این کلام الهی می خواهند. مردم از گوشه و کنار کردستان و شهرهای دور و نزدیک دیگر می آیند تا از برکات این هدیه الهی بهره مند گردند.
